ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
620
معجم الأدباء ( فارسي )
قد غاص فى البحر كتاب الفصوص * و هكذا كلّ ثقيل يغوص منصور و حاضران بخنديدند و او در پاسخ ابن عريف بداهتا گفت [ 1 ] : عاد الى معدنه انّما * توجد فى قعر البحار الفصوص و نيز براى او كتاب الجوّاس بن قعطل المذحجى مع ابنة عمه عفراء را تصنيف كرد كه كتابى لطيف و پرفايده است . سپس در اندلس فتنهاى بر پا شد و اوراقى از آن گم شد كه هرگز به دست نيامد . منصور به اين كتاب سخت دلبسته بود ، چنانكه كسى را راتبهاى معلوم كرده بود كه هر شب بخشى از آن را برايش بخواند و هم براى او كتاب الهجفجف بن غيدقان بن يثربى مع الخنّوف بنت مخرمة بن انيف را نوشت . اين كتاب به شيوهء كتاب ابو السّرى سهل بن ابى غالب خزرجى بود . ابو العلاء بعد از مرگ منصور در مجلس هيچ يك از واليان امر ، كه پس از او زمام امور را به دست گرفتند ، حاضر نشد . در قصيدهاى كه در مدح مظفّر بن منصور ، كه پس از پدرش عهدهدار امور شد ، سروده به اين امور اشارت دارد . از جمله از درد پاى مىنالد كه مانع حضور او در مجلس امير مىشود [ 2 ] : الى اللّه الشّكيّة من شكاة * رمت ساقى فجلّ بها مصابى و اقصتنى عن الملك المرجّى * و كنت أرمّ حالى باقترابى او در روز عيد فطر سال 396 قصيده خود را در پيشگاه مظفّر برخواند و در صقليه به سال 417 در گذشت . . 595 - صالح بن ابراهيم بن رشدين [ 3 ] ابو على مخزومى . اديب بود و شاعرى فرزانه . بسيارى از اخبار مصريان را او روايت كرده .
--> [ 1 ] حاصل معنى : به جايگاه اصليش بازگشت و جاى نگينهاى گرانبها در ته درياهاست . [ 2 ] حاصل معنى : شكايت به خدا مىبرم از مرضى كه به ساق پاى من رسيد و مصيبت من بزرگ ساخت و مرا از پادشاهى كه اميدم به او بود دور نمود و حال آنكه با نزديك شدن به او حال خود به صلاح مىآوردم . [ 3 ] المختصر و بنگريد به يتيمة الدهر 1 : 399 ، المغرب ( قسم مصر ) 253 ، الوافى 16 : 246 .